تبلیغات
بیقرار ظهور

قضا و قدر الهى‏

عن ابى عبد اللَّه علیه السّلام قال : لا جبر و لا تفویض و لكن امر بین امرین .

امام صادق علیه السّلام فرموده است : مردم در كارهاى خود نه مجبور و بى‏اختیارند و نه تمام اختیار و اراده به آنان تفویض شده است ، بلكه كارهائى را كه انجام میدهند در یك حد وسطى بین جبر و اختیار قرار دارد .

 عن بعض اصحابه عن ابى عبد اللَّه علیه السّلام قال : سئل عن الجبر و القدر فقال : لا جبر و لا قدر و لكن منزلة بینهما فیها الحقّ الّتى بینهما لا یعلمها الّا العالم او من علّمها ایّاه العالم .

از حضرت جعفر بن محمد علیه السّلام سؤال شد آیا مردم در اعمال خود مجبورند یا مختار .

 فرمود : نه جبر است نه اختیار ، بلكه منزلى است بین این دو و حق در همان منزل است .

 درك این مرحله وسط تنها در خور عالم است یا كسى كه عالم آن را بوى آموخته باشد .

 حضرت رضا ( ع ) نیز در ضمن حدیثى باین مطلب تصریح فرموده است .

راوى سؤال می كند : فما امر بین امرین فقال وجود السّبیل الى اتیان ما امروا به و ترك ما نهوا عنه .

معنى امر بین امرین چیست ؟ فرمود وجود آزادى در انسان كه میتواند براه اطاعت اوامر حق و اجتناب از گناه برود .

فقلت له فهل للَّه عزّ و جلّ مشیّة و ارادة فی ذلك فقال امّا الطّاعات فارادة اللَّه و مشیّته فیها الامر بها و الرّضا لها و المعاونة علیها و ارادته و مشیّته فی المعاصى النّهى عنها و السّخط لها و الخذلان علیها .

عرض كرد آیا خداوند در اعمال مردم اراده و مشیتى دارد ؟ فرمود اراده و مشیت خداوند در طاعات و خوبیها امر بطاعات ، راضى بودن بوقوع طاعات و كمك در بجا آوردن طاعات است .

 اراده و مشیت خداوند در گناهان و بدیها نهى از گناه و غضب در ارتكاب گناه و كمك نكردن در بجا آوردن گناه است .

قلت فللَّه عزّ و جلّ فیها القضاء قال نعم ما من فعل یفعله العباد من خیر و شرّا لا و للَّه فیه قضاء .

 قلت فما معنى هذا القضاء قال الحكم علیهم بما یستحقّونه على افعالهم من الثّواب و العقاب فی الدّنیا و الآخرة .

عرض كرد آیا خداوند در افعال مردم قضا و مقدرى دارد ؟ فرمود بلى هیچ خوب و بدى را مردم بجا نمى‏آورند مگر اینكه براى خداوند نسبت بآن قضائى است .

 پرسید معنى این قضا چیست ؟ فرمود حكم‏

خداوند بآنچه مردم در كارهاى خود استحقاق پاداش یا عذاب در دنیا و آخرت دارند .

 حضرت رضا ( ع ) تمام اعمال خوب و بد مردم را در كمال صراحت مستند بقضاء الهى می كند .

 قضاى خدا در اعمال بشر آزادى بشر است ، همان آزادى و اختیارى كه در اطاعت او را مستحق پاداش و در گناه مستحق مجازات می كند .

سمعت الرّضا علیه السّلام یقول كان علىّ بن الحسین علیه السّلام اذا ناجى ربّه قال : اللّهمّ انّى قویت على معاصیك بنعمك .

حضرت رضا ( ع )  می فرمود كه زین العابدین سلام اللَّه علیه در مناجات خود عرض میكرد : خدایا من از نعمت تو نیرو و توان گناه بدست آوردم ، یعنى گناهكار از نعمت آزادى و اختیارى كه خداوند بقضا و قدر خود باو افاضه فرموده است سوء استفاده می كند و بتجاوز آلوده می گردد .

 عن احمد بن محمّد بن ابى نصر قال قلت لأبی الحسن الرّضا علیه السّلام انّ بعض اصحابنا یقول بالجبر و بعضهم یقول بالاستطاعة قال فقال لى اكتب بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم قال علىّ بن الحسین علیه السّلام قال اللَّه عزّ و جلّ یا ابن آدم بمشیّتى كنت انت الّذى تشاء و بقوّتى ادّیت الىّ فرائضى و بنعمتى قویت على معصیتى .

ابن ابى نصر میگوید : بحضرت رضا علیه السّلام عرض كردم بعضى از اصحاب ما قائل بجبر و بعضى قائل باختیار هستند و درخواست داشت كه حضرت رضا حقّ مطلب را بیان كند .

 دستور داد بنویس بنام خداوند بخشنده مهربان ، امام سجاد علیه السّلام از حضرت بارى تعالى نقل كرده كه فرموده است : اى فرزند آدم تو با مشیت و خواست من داراى اراده و مشیت هستى ، تو با نیروئى كه از من دارى واجبات مرا بجا مى‏آورى ، تو با نعمت من قوّت و توان معصیت مرا پیدا كرده‏اى .

 عن ابن نباتة قال انّ امیر المؤمنین عدل من عند حائط مایل الى حائط آخر .

 فقیل له یا امیر المؤمنین تفرّ من قضاء اللَّه ؟ قال افرّ من قضاء اللَّه الى قدر اللَّه عزّ و جلّ .

على ( ع ) از زیر دیوار مایلى كه خطر خراب شدن داشت بطرف دیگر رفت .

 شخصى عرض كرد یا امیر المؤمنین ، از قضاء خداوند فرار می كنى ؟ فرمود از قضاء خدا بقدر خدا می گریزم .

 على ( ع ) فرار از دیوار خراب را قدر خدا میداند ، زیرا خداوند مقدر فرموده بشر آزاد باشد ، میتواند با اختیار خود بایستد و دیوار بر سرش خراب شود و میتواند با اختیار خود از محیط خطر خارج شود .

 در هر حال هر دو صورت قضا و قدر الهى است .

روى عن امیر المؤمنین علیه السّلام : و لو شاء ان یخلقها فی اقلّ من لمح البصر لخلق و لكنّه جعل الاناة و المداراة مثالا لأمنائه و ایجابا للحجّة على خلقه .

اگر خدا میخواست میتوانست جهان را در مدتى كمتر از یك چشم بر هم زدن بیافریند .

 ولى نخواست و عالم را تدریجا آفرید و این ساختمان تدریجى را از طرفى براى مردان خدا و امناء وحى خود مثالى قرار داد كه در ساختن افكار ایمانى و اخلاقى جامعه راه مدارا و ملائمت در پیش گیرند تا پیروزى بدست آورند ، و از طرف دیگر آن را حجّتى قاطع و الزام - آور براى مردمى قرار داد كه میگویند چرا خداوند در یك لحظه و بطور دفعى همه مردم را مؤمن و با اخلاق نمیسازد ؟ زیرا قضاء قطعى بارى تعالى اینست كه موجودات تدریجا به كمال لایق خود برسند ، همان طور كه خداوند كاخ هستى را تدریجا و در مدت شش روز آفرید .

نشانی جدید بیقرار ظهور

كل بازدید ها :