تبلیغات
بیقرار ظهور

استفاده از نیروى جوانى‏

روزى دو نفر از محترمین مدینه از قبیله خزرج بنام اسعد بن زراره و ذكوان بن عبد قیس بمكّه آمدند و در شرائط بسیار مشكل و ناراحت‏كننده‏اى بمحضر رسول اكرم شرفیاب شدند ، آنان پس از استماع بیانات كوتاه و نافذ آن حضرت صریحا اسلام آوردند و اعتقاد قلبى خود را اعلام كردند .

 ثمّ قالا یا رسول اللَّه ابعث معنا رجلا یعلّمنا القرآن و یدعو النّاس الى امرك

سپس از حضرت درخواست نمودند كسى را بنمایندگى خود با آنها بمدینه بفرستد كه قرآن را بمردم بیاموزد و آنان را بآئین اسلام دعوت نماید .

فقال رسول اللَّه ( ص ) لمصعب بن عمیر و كان فتى حدثا . . .

 و امره رسول اللَّه بالخروج مع الاسعد و كان تعلّم من القرآن كثیرا .

پیغمبر اكرم بمصعب بن عمیر كه آن روز جوان نورسى بود امر فرمود بمعیّت اسعد بسوى مدینه حركت كند ، او بیشتر قرآن مجید را فرا گرفته بود .

مصعب با حرارت و نیروى ایمان ، با شور و هیجان جوانى ، وارد مدینه شد و در كمال خلوص و جدیّت برنامه كار خود را آغاز كرد گفتار آتشینش در سخنرانى ، آهنگ گرمش در تلاوت قرآن ، اخلاق پسندیده‏اش در معاشرت با مردم ، تدبیر عاقلانه‏اش در حلّ مشكلات و اختلافات ، افكار مردم را زیر و رو كرد و آنان را بشدّت تحت تأثیر رفتار و گفتار عمیق خود قرار داد .

مصعب بن عمیر جوان ، در سفر مدینه مأموریت خود را به بهترین وجهى انجام داد و افتخارات درخشانى نصیبش گردید .

انّه اوّل من جمع الجمعة بالمدینة و اسلم على یده اسید بن خضیر و سعد بن معاذ و كفى بذلك فخرا و اثرا فی الاسلام .

 مصعب بن عمیر اوّل كسى است كه در مدینه اقامه جمعه و جماعت كرد و بدست او اسید بن خضیر و سعد بن معاذ قبول اسلام كردند و این پیروزیهاى درخشان در اسلام براى افتخار و بزرگى او كافى است .

 و شهد مصعب بدرا مع رسول اللَّه ( ص ) و شهدا احدا و معه لواء رسول اللَّه ( ص ) و قتل باحد شهیدا .

او در جنگ بدر در ركاب پیغمبر اكرم بود و در جنگ احد نیز حضور داشت و پرچم مخصوص پیغمبر در دست او بود و در همان جنگ بدرجه شهادت نائل شد .

و ولىّ صلّى اللَّه علیه و آله عتاب بن اسید و عمره احدى و عشرون سنة امر مكّة ، و امره ( ص ) ان یصلّى بالنّاس و هو اوّل امیر صلّى بمكّة بعد الفتح جماعة .

رسول اكرم عتاب بن اسید را والى مكّه قرار داد ، و در آن روز سنّش بیست و یك سال بود ، پیغمبر امر فرمود كه با مردم نماز بگذارد و عتاب بن اسید اوّل امیرى بود كه پس از فتح ، در مكّه اقامه نماز جماعت كرد .

و قال له صلّى اللَّه علیه و آله یا عتاب تدرى على من استعملتك ؟ استعملتك على اهل اللَّه عزّ و جلّ ، و لو اعلم لهم خیرا منك استعملته علیهم و كان عمره لمّا استعمله رسول اللَّه ( ص ) نیّفا و عشرین سنة .

پیغمبر اكرم بعتاب بن اسید فرماندار برگزیده خود فرمود آیا میدانى تو را بچه مقامى گمارده و بر چه قومى فرمانروا كرده‏ام ؟ تو را حاكم و امیر اهل حرم خدا و ساكنین مكّه معظّمه نموده‏ام ، اگر بین مسلمین كسى را از تو شایسته‏تر میشناختم حتما این مقام را بوى محوّل میكردم .

عتاب بن اسید روزى كه از طرف پیشواى بزرگ اسلام بمقام فرماندارى مكّه برگزیده شد سنّش در حدود بیست و یك سال بود .

و لا یحتجّ محتج منكم فی مخالفته بصغر سنّه فلیس الاكبر هو الافضل ، بل الأفضل هو الاكبر .

هیچ یك از شما جوانى عتاب را اساس اعتراض قرار ندهد زیرا ملاك فضیلت انسان ، كبر سن و بزرگى نیست بلكه بر عكس ، میزان بزرگى انسان ، فضیلت و كمال معنوى است .

سوّم - پیغمبر اكرم در روزهاى آخر زندگى خود ، مسلمین را براى جنگ با كشور نیرومند رم بسیج كرد ، تمام افسران ارشد و امراء ارتش ، كلیّه بزرگان مهاجرین و انصار ، همه شیوخ عرب و رجال با شخصیّت در این لشكر عظیم بودند .

روزى كه پیغمبر براى دیدن سپاه ، بخارج شهر مدینه آمد ملاحظه فرمود كه تمام بزرگان مسلمین مهیّاى سفرند .

 فلم یبق من وجوه المهاجرین و الأنصار الّا انتدب فی تلك الغزاة فیهم ابو بكر و عمر و سعد بن ابى وقّاص و سعد بن زید و ابو عبیدة و قتادة النّعمان .

بدون تردید فرماندهى چنین سپاه عظیمى فوق العاده مهم و شایان ملاحظه است و حتما باید لایق‏ترین افسران از طرف پیشواى اسلام براى آن مقام خطیر برگزیده شود .

 رسول اكرم اسامة بن زید را طلبید و پرچم فرماندهى را با دست خود براى او بست و امارت لشكر را بوى محوّل فرمود .

 و استعمله النبىّ ( ص ) و هو ابن ثمانى عشر سنّة .

روزى كه پیغمبر اكرم اسامة بن زید را بفرماندهى سپاه مسلمین برگزید سنّش هجده سال بود ، و این موضوع از نظر تاریخ نظامى در جهان اگر نگوئیم بى‏نظیر است ، قطعا باید گفت كم نظیر است .

 فتكلّم قوم و قالوا یستعمل هذا الغلام على المهاجرین الاوّلین ؟ !

 گفتند چه شده است كه این جوان نورس بفرماندهى مهاجرین سابقه‏دار و پیش‏قدمان اسلام برگزیده شده است ، مهاجرینى كه در اعلاء حق و پیشرفت دادن این آئین آسمانى سوابق دیرینه و ممتدّى دارند ؟ !

فغضب رسول اللَّه ( ص ) غضبا شدیدا ، فخرج فصعد المنبر فحمد اللَّه و اثنى علیه ، ثمّ قال : امّا بعد ایّها النّاس فما مقالة بلغنى عن بعضكم فی تأمیرى اسامة ؟ و لئن طعنتم فی تأمیرى اسامة فقد طعنتم فی تأمیرى اباه قبله ، و ایم اللَّه ان كان لامارة خلیقا و انّ ابنه بعده لخلیق لأمارة .

 رسول اكرم از شنیدن سخنان طعن آمیز بعضى از افسران ، بسختى خشمگین شد ، منبر رفت ، پس از حمد و ثناى خداوند فرمود : مردم ! این چه سخنى است كه در باره فرماندهى اسامه از بعضى از شما بمن رسیده است ؟ طعنه‏هاى امروز شما تازگى ندارد ، چند سال قبل كه زید بن حارثه پدر اسامه را بفرماندهى لشكر در جنگ موته تعیین كردم ، زبان بطعن و ملامت گشودید .

 بخداوند بزرگ قسم یاد می كنم كه دیروز زید بن حارثه براى امارت لشكر شایسته بود و امروز نیز فرزندش اسامه شایستگى دارد ، باید همه شما از وى اطاعت نمائید .

 ابو ایّوب ، یكى از انصار محترم و از صحابه رسول اكرم است ، و لم یتخلّف عن الجهاد الّا عاما واحدا فانّه استعمل على الجیش رجل شابّ فقعد ذلك العام فجعل بعد ذلك یتلهّف و یقول و ما علىّ من استعمل علىّ .

او تنها در یكى از جنگها از وظیفه سربازى تخلّف كرد ، و سببش این بود كه یك افسر جوان ، فرماندهى لشكر را بعهده داشت ، ابو ایّوب در سالهاى بعد ، از عمل خود سخت پشیمان شده بود و از آن تخلّف نابجا با تأسّف و تأثّر یاد میكرد و احساس رنج و ناراحتى مینمود ، او همواره با خود میگفت بمن چه ربطى داشت كه فرمانده لشكر كیست ؟

رفتار نیك با جوانان‏

قال رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله : اوصیكم بالشّبّان خیرا فانّهم ارقّ افئدة انّ اللَّه بعثنى بشیرا و نذیرا فحالفنى الشّبّان و خالفنى الشّیوخ ثمّ قرأ فَطالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ .

رسول اكرم ( ص ) فرمود : بشماها در باره نوبالغان و جوانان به نیكى سفارش می كنم كه آنها دلى رقیقتر و قلبى فضیلت پذیرتر دارند خداوند مرا به پیامبرى برانگیخت تا مردم را برحمت الهى بشارت دهم و از عذابش بترسانم .

 جوانان سخنانم را پذیرفتند و با من پیمان محبت بستند ولى پیران از قبول دعوتم سر باز زدند و به مخالفتم برخاستند .

 سپس به آیه‏اى از قرآن اشاره كرد و در باره مردم كهنسال كه مدت زندگى آنها بدرازا كشیده و دچار قساوت و سخت دلى شده‏اند سخن گفت .

 و عنه صلّى اللَّه علیه و آله : اوصیكم بالشّبّان خیرا .

پیغمبر اكرم ( ص ) در باره احترام جوانان فرموده است : من بتمام شما مسلمانان توصیه می كنم كه نسبت بجوانان با نیكى و نیكوكارى رفتار كنید و شخصیت آن را گرامى و محترم بدارید .

 فَما آمَنَ لِمُوسى‏ إِلَّا ذُرِّیَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ .

 زمانى كه حضرت موسى بن عمران بامر الهى قیام كرد و مردم را بآئین حق دعوت نمود جز جمعى از ذرارى و فرزندان آن قوم یعنى كودكان و نوبالغان ، كسى بوى ایمان نیاورد .

نشانی جدید بیقرار ظهور

كل بازدید ها :