تبلیغات
بیقرار ظهور

خدا و عالى‏ترین نامهایش‏

وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها .

بعضى از اسماء پروردگار ناظر بصفات ذات است ، مانند عالم و قدیر ، سمیع و بصیر ، و بعضى ناظر بصفات فعل است ، مانند شافى و رزّاق ، محیى و ممیت .

عن محمّد بن سنان قال سألت ابا الحسن الرّضا علیه السّلام هل كان اللَّه عارفا بنفسه قبل ان یخلق الخلق .

قال نعم : قلت یراها و یسمعها .

 قال ما كان محتاجا الى ذلك لانّه لم یكن یسألها و لا یطلب منها ، هو نفسه و نفسه هو ، قدرته نافذة فلیس یحتاج الى ان یسمّى نفسه و لكنّه اختار لنفسه اسماء لغیره یدعوه بها لانّه اذا لم یدع باسمه لم یعرف فاوّل ما اختاره لنفسه العلىّ العظیم لانّه اعلى الاسماء كلّها فمعناه اللَّه و اسمه العلىّ العظیم هو اوّل اسمائه لانّه علىّ على كلّ شى‏ء .

محمّد بن سنان از حضرت رضا علیه السّلام سؤال كرد آیا خداوند پیش از آنكه جهان را بیافریند عارف بخود بود .

 فرمود : بلى .

 عرض كرد آیا خود را میدید و سخن خود را مى‏شنید .

 در جواب فرمود : نیازى به این كار نداشت زیرا نه از خود پرسشى میكرد و نه از خویشتن چیزى میخواست .

 او خودش بود و خودش ، او بود و قدرت نافذش .

 پس احتیاجى نداشت كه خود را بخواند .

ولى براى خود اسمائى برگزید كه دیگران او را به آن اسماء بخوانند ، چه اگر به اسم خوانده نشود مسمّى شناخته نمیشود .

 و اوّلین اسمى را كه خداوند براى خود انتخاب فرمود « العلىّ العظیم » است .

زیرا این اسم عالیتر از تمام اسماء الهى است و معنى آن « اللَّه » است و اسم او « العلى العظیم » اوّل تمام اسماء او است .

زیرا در آن اسم كلمه « على » آمده كه بمعنى علوّ و برترى است ، یعنى خداوند برتر و عالیتر از هر چیزى است .

و العلىّ هو الرّفیع القدر و اذا وصف اللَّه تعالى به فمعناه یعلو ان یحیط به وصف الواصفین بل علم العارفین .

 « على » بمعنى رفیع القدر و عالى منزلت است .

 وقتى خداوند را به این كلمه وصف می كنند بدان معنى است كه خداوند رفیع‏تر و بالاتر از اینست كه توصیف وصف گویان و علم دانشمندان بر آن ذات رفیع احاطه پیدا كند و به حقیقت مقدّسش راه یابد .

هو العلىّ عن الاشباه و الاضداد و الامثال و الانداد و عن امارات النّقص و دلالات الحدث .

« هو العلى » یعنى خداوند برتر و بالاتر از اینست كه شبیه یا ضدّى داشته باشد ، بالاتر از اینست كه براى او مثل یا شریكى باشد ، و بالاتر از نشانه‏هاى نقص امكانى و علائم حدوث است .

العظیم : اى العظیم الشّأن القادر الّذى لا یعجزه شى‏ء و العالم الّذى لا یخفى علیه شى‏ء لا نهایة لمقدوراته و لا غایة لمعلوماته .

عظیم یعنى خداوندى كه شأن الهیّتش در كمال بزرگى و عظمت است .

 او قادرى است كه هیچ چیز عاجز و ناتوانش نمی كند ، او عالمى است كه هیچ چیز بر او پوشیده و پنهان نیست ، قدرتش بى‏نهایت و علمش بى‏پایان است .

قال علىّ علیه السّلام : لمّا كان یوم بدر جئت انظر ما یصنع النّبى ( ص ) فاذا هو ساجد یقول « یا حىّ یا قیّوم » فتردّدت مرّات و هو على حاله لا یزید على ذلك الى ان فتح اللَّه له .

على علیه السّلام فرمود : روز جنگ بدر آمدم تا ببینم رسول اكرم ( ص ) در آن صحنه وحشت‏زا و در مقابل دشمنان نیرومند خود چه می كند .

 دیدم سر بسجده گذارده و پیوسته میگوید : « یا حىّ یا قیوم »

چند بار رفتم و برگشتم و او همچنان سر بسجده داشت و جز « یا حىّ یا قیوم »

چیز دیگرى نمى‏گفت و آنقدر باین ذكر مقدس ادامه داد تا خداوند او را در جنگ فاتح و پیروز ساخت قیوم بمعنى حقیقت ازلى و چیزى است كه آغازى ندارد براى « قیوم » معنى دیگرى در تاج العروس و لسان العرب آمده است « القیوم هو القائم بنفسه مطلقا لا بغیره و هو مع ذلك یقوم به كل موجود » قیوم ذات اقدس الهى است كه خود با تمام صفات كمالش قائم بخویشتن است و كمترین احتیاجى بغیر خود ندارد و با این حال همه موجودات عالم و تمام جهان هستى بذات مقدس او قائم و بر پا است .

أَ لا یَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ .

آیا خداوندى كه تمام عالم آفریده او است از مخلوق خود ناآگاه و بى‏خبر است ؟ با آنكه او بتمام لطائف و دقائق عالم و خبیر است .

فتح بن یزید جرجانى از حضرت رضا علیه السّلام شنید كه  می فرمود : وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ

 از حضرت درخواست كرد كه لطیف و خبیر را تفسیر نماید .

فقال : یا فتح انّما قلنا اللّطیف للخلق اللّطیف و لعلمه بالشّی‏ء اللّطیف اولا ترى وفّقك اللَّه و ثبّتك الى اثر صنعه فی النّبات اللّطیف و غیر اللّطیف و من الخلق اللّطیف و من الحیوان الصّغار و من البعوض و الجرجس و ما هو اصغر منها مالا یكاد تستبینه العیون بل لا یكاد یستبان لصغره الذّكر من الانثى و الحدث المولود من القدیم .

حضرت رضا علیه السّلام در جواب فرمود : اى فتح اینكه در باره خداوند لطیف و خبیر میگوئیم براى آنست كه بارى تعالى خالق موجود لطیف است و به آفریده لطیف خود عالم و خبیر است .

 سپس فرمود : مگر اثر صنع بارى تعالى را در نباتات لطیف و غیر لطیف نمى‏بینى ، مگر نمى‏بینى آفریده‏هاى لطیف الهى و حیوانات كوچك را مثل پشه یا پشه‏هاى بسیار كوچك یا موجودات زنده‏اى كه از آنها نیز كوچكترند و بقدرى كوچكند كه بشر با چشم نمیتواند آنها را به‏بیند و نر و ماده‏اش را تمیز دهد یا نوزادش را از نسل قبل بشناسد .

 قال علىّ علیه السّلام : و كلّ سمیع غیره یصمّ عن لطیف الاصوات و یصمّه كبیرها و یذهب عنه ما بعد منها و كلّ بصیر غیره یعمى عن خفىّ الالوان و لطیف الاجسام .

 على علیه السّلام  می فرماید : هر شنونده‏اى غیر از بارى تعالى از شنیدن صداهاى لطیف ناشنوا است و صداهاى شدید او را كر و ناشنوا میسازد و آوازهاى دور را نیز نمیشنود و هر بیننده‏اى جز خداوند از دیدن رنگهاى پنهان و اجسام لطیف نابینا است .

 للخلق اللّطیف و لعلمه بالشّی‏ء اللّطیفبراى اینكه مخلوق لطیف آفریده و از تمام موجودات لطیف آگاه و با خبر است .

 و من الخلق اللّطیف و من الحیوان الصّغار و من البعوض و الجرجس و ما هو اصغر منها ما لا یكاد یستبینه العیون بل لا یكاد یستبان لصغره الذكر من الانثى و الحدث المولود من القدیم .

آفریننده مخلوق لطیف ، حیوان كوچك ، پشه و كوچكتر از پشه و موجودات زنده‏اى كه از آنها نیز كوچكترند و بقدرى كوچكند كه امیدى نیست بشر بتواند با چشم آنها را ببیند و بعلت همین كوچكى نر از ماده و نوزادش از نسل قبل تمیز داده نمیشود .

خوف از مقام خدا

وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى‏ .

آن كس كه از مقام خدا بترسد و نفس خود را از هواهاى غیر مشروع باز دارد .

 پاداش او بهشت است .

مقام خدا علم بجرم مجرمین است ، مقام خدا قدرت بر مجازات گناهكار است ، مقام خدا حمایت مظلوم و كیفر ظالم است ، و خلاصه مقام خدا اقامه حقّ و عدل است .

 كسى كه از مقام دادستانى خدا خائف باشد پیرامون گناه نمی گردد .

عن ابى عبد اللَّه ( ع ) فی قول اللَّه عزّ و جلّ : وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ قال : من علم انّ اللَّه یراه و یسمع ما یقول و یعلم ما یعمله من خیر و شرّ فیحجزه ذلك عن القبیح من الاعمال فذلك الّذى ، خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى‏

آن كس كه بداند خداوند او را مى‏بیند و گفتارش را میشنود ، آن كس كه بداند خداوند از كارهاى نیك و بد او با خبر است و همین علم و عقیده ایمانى ، او را از كارهاى زشت باز دارد ، چنین كسى از مقام خدا ترسیده و نفس خود را از هوى‏پرستى منع نموده است .

حضرت سجاد علیه السّلام بپیشگاه خداوند عرض می كند

و قد علمت انّه لیس فی حكمك ظلم و لا فی نقمتك‏

عجلة ، و انّما یعجل من یخاف الفوت و انّما یحتاج الى الظّلم الضّعیف و قد تعالیت یا الهى عن ذلك علوّا كبیرا .

بار خدایا میدانم به ستم ، داورى نمی كنى و در عقاب گناهكار عجله ندارى زیرا كسى در كار خود تعجیل می كند كه از فوت فرصت بترسد و آن كس نیاز بستم دارد كه ضعیف و ناتوان باشد ، پروردگارا مقام شامخ تو خیلى بالاتر از اینست .

قرب معنوى بخداوند

قال رجل لرسول اللَّه ( ص ) : یا رسول اللَّه دلّنى على عمل اتقرّب به الى اللَّه تعالى فقال لا تكذب .

 فكان ذلك سببا لاجتنابه كلّ معصیة للَّه لانّه لم یقصد وجها من وجوه المعاصى الّا وجد فیه كذبا او ما تدعو الى الكذب فزال عنه ذلك من وجوه المعاصى .

مردى برسول اكرم عرض كرد : مرا بعملى راهنمائى فرما كه باعث قرب من بخدا شود .

 حضرت در جواب فرمود : دروغ نگو ! این دستور باعث شد كه آن مرد از تمام گناهان اجتناب نماید ، زیرا قصد هر گناهى را كه مینمود متوجه میشد یا در آن گناه دروغ وجود دارد ، یا سر انجام او را بدروغگوئى میكشاند ، براى اینكه آلوده بدروغ نشود تمام گناهان را ترك گفت .

نشانی جدید بیقرار ظهور

كل بازدید ها :